زودتر

مرد و زن نشسته اند دور سفره .....

مرد قاشقش را زودتر فرو می برد  توی کاسه سوپ و زودتر می چشد طعم غذا را و زودتر میفهمد که دستپخت همسرش بی نمک است . و اما زن چشم دوخته به او تا مهر تایید اشپزی اش را از چشم های مردش بخواند و مرد که قاعده را خوب بلد است ، لبخندی میزند می

گوید : " چقدر تشنه ام !"

 

زن بی معطلی بلند می شود و برای رساندن لیوانی اب به اشپزخانه میرود.

سوراخ های نمکدان سر سفره بسته است و به زحمت  باز می شوند و تا رسیدن آب فقط به اندازه ای پاشیدن نمک توی کاسه ای زن فرصت هست برای مرد .

       زن با لیوانی اب و با لبخند روی صورت بر می گردد و مینشیند .  

    مرد تشکر میکند و می گوید:"می دونستی کتاب های اشپزی رو      باید از روی دستای تو بنویسن؟"

و سوپ بی نمکش را با می خورد ، با رضایت و زن سوپ با نمکش  را می      خورد ، با لبخند ..........

منبع اصلی مطلب : ♛αяαмεsн♛
برچسب ها : زودتر
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : عشق_واقعی